فکروذکر

فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

ما در فضاهای مجازی گیر کردیم

آن روز با لبخند تا خورشید رفتی
امروز با لبخند برگشتی برادر
از یاد ما رفته ست، جنگ و جبهه‌هایش
از کربلای چند برگشتی برادر؟

این بار هم تو بردی و بازنده ماییم
هر مرتبه اینجای بازی گیر کردیم
تو در حقیقت عشق را دیدی و رفتی
ما در فضاهای مجازی گیر کردیم

دریا شدی تا تشنگی شرمنده باشد
تا اشکی از چشمان ماهی‌ها نریزد
من مرده تو زنده، نگو که غیر از این است
تو رفته‌ای تا آبروی ما نریزد

می‌خواستی در لحظه‌ی معراج تا عشق
خورشید بالای سرت عباس باشد
نامت اگر سرباز گردان حرم شد
می‌خواستی سر لشگرت عباس باشد

جز گریه کردن کاری از ما برنیامد
رفتی و ما از دور کم کم گریه کردیم
آنقدر رفتی تا به عاشورا رسیدی
در خانه ماندیم و محرم گریه کردیم

از عشق جان می‌دادی و جان می‌گرفتی
ما در پی یک لقمه نان بودیم آن روز
ما خون خود را نذر عاشورا نکردیم
ما در صف نذری پزان بودیم آن روز

عکس تو را در قاب پیش رو گرفتند
تا پشت عکست ژست خون خواهی بگیرند
این روزها از آب‌های خون گل آلود
یک عده می‌آیند تا ماهی بگیرند

یک شب به خوابم آمدی با خنده گفتی
شاعر رفیقان عهد خود با ما شکستند
ور نه بگو با نوحه خوانان قدیمی
هرگز در باغ شهادت را نبستند!

 



نظرات شما عزیزان:

سمیرا
ساعت22:29---18 آبان 1395
سلام خدا قوت از شعرهای خودتونه؟
در هر صورت قشنگ بود....
پاسخ: سلام بزرگوار.. خیر از بنده نبود..ممنون از توجه تون..تنوردلتون گرم.


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


به وبلاگ ماخوش آمدید... فقط نظر فراموش نشه عزیزان.. مارو هم لینک کنید..

آخرين مطالب