فکروذکر

فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

اگر اینگونه از خدا می ترسیدیم...

 

در زمان پهلوی که تشکیل مجالس روضه خوانی و همه ی اجتماعات دینی

و مذهبی ممنوع بود، مردم در مسجدی اجتماع کرده بودند و شخص

بزرگواری در بالای منبر مشغول سخنرانی بود.
از قضا، پاسبانی از پنجره ی مسجد سری به مسجد کشید تا اوضاع مسجد

را مشاهده کند، مردم همه وحشتناک به سوی او نگاه می کردند،

در این حال آن آقا که بر بالای منبر بود، فرمود:
اگر به اندازه ی ترس از یک پاسبان، از خدا می ترسیدیم،

کار ما امروز به این جا نمی کشید!

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


به وبلاگ ماخوش آمدید... فقط نظر فراموش نشه عزیزان.. مارو هم لینک کنید..

آخرين مطالب