فکروذکر

فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

ما كه همه را يكجا داريم چه كنيم؟

 

بزرگى مى‏گفت، يك كبر در شيطان و يك حرص در آدم و يك بخل در پسر او كه بعدها

تبديل به حسادت گشت و يك شتاب در يونس و يك توجّه به غير در يوسف،

همه‏ى آنها را زمين زد و مبتلا كرد؛


ما كه همه را يكجا داريم چه كنيم؟
زبيرى كه تا ديروز با على (ع) بوده، از او جدا شده.
منى كه تا ديروز با تو بودم و از تو مى‏پذيرفتم،

با اولين تندى با تو درگير مى‏شوم. نفرت و دشمنى مى‏آيد.
يك كبر، يك عصبيّت، يك قدرت و يك عزّت را خواستن،

كافى است براى اينكه درگيرى ايجاد كند. و كافى است،

پدرى را با فرزندش درگير نمايد و چشم فرزندش را درآورد.

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


به وبلاگ ماخوش آمدید... فقط نظر فراموش نشه عزیزان.. مارو هم لینک کنید..

آخرين مطالب