فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

خاطره ای جالب از رهبری

 

یک روز حوالی ظهر ماه مبارک رمضان، آقا دستور فرمودند که آماده شوید

تا برویم بیرون گفتیم کجا؟ گفتند:‌ همین حوالی و کیلومتر را تنظیم کنید

تا از حد ترخص خارج شویم. گفتیم خارج شویم؟ آقا مگر روزه …

آقا گفتند حالا برویم.
دختر خانمشون را هم آورده بودند و یک بقچه کوچک، از حد ترخص خارج شدیم.

آقا گفتند یک جایی همین کنارها نگه دارید و ما کنار جاده ایستادیم. چند قدم

آن طرف‌تر آقا و دختر کوچکشان بقچه‌شان را باز کردند و سفره ای پهن کردند

و ما همچنان متعجب، دیدم که آقا شروع به افطار روزه‌شان نمودند و فرزندشان

نیز همچنین روزه را در وسط روز افطار کردند !!!
ما کنجکاوانه دلیل این رفتار را پرسیدیم و آقا گفتند ایشان سال اولشان است

که روزه می‌گیرند (۹ ساله‌اند) و سحری نخورده و گرسنه هم بودند و ما هم

برای اینکه اولا نسبت به دین بدبین نشوند و ثانیاً با افطار گناه‌آلود روزه خود را

باز نکنند، او را از شهر خارج کردیم که تکلیف از او ساقط شود

 

و گناهی هم مرتکب نشده باشد.



نظرات شما عزیزان:

هلنا
ساعت8:03---23 خرداد 1395
قشنگ بود
پاسخ: سپاس بزرگوار..


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


به وبلاگ ماخوش آمدید... فقط نظر فراموش نشه عزیزان.. مارو هم لینک کنید..

آخرين مطالب