فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

منم خلیفه ی تنهای رانده از فردوس

خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

 تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

که سکه های من از ابتدا رواج نداشت


این روزگار نیست...

بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار!
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست...

 

دل ماها

دل ماها که به اندازه ی یک گنجشک است
توی این حال و هوا فیل دلش میگیرد


نیت و عمل

اگر ریشه ای را از شاخه هایش جدا کنیم ریشه از بین میرود

زیرا شاخه ها باید باشند تا تنفس کنند.

به همین گونه است نیت و عمل. نیت بدون عمل نیز راه به جایی نمیبرد.


شبتون بخیر...

گفت: شب چی آقا ؟
عرض کردم شبتون بخیر...
گفت : چیتون بخیر ؟!
گفتم : شب ، آقا  شب ؛ شب دیگه !

گفت : تو شب روز داری خیال میکنی همه شب روز دارند ؟!
 انسان بیدار که شب روز نداره بزرگوار....

هرجا نور نباشد شب است ، هرجا ایمان نباشد شب است ،

هرجا غفلت و گناه باشد شب است ، هر جا حضور باشد نور است....

گفت : بگو شب شما،  فجر صادق


دهه زجر

دهه فجر..... برای ما

دهه زجر.... برای شما

 

تا خوب ها خوب تر نشوند...


قـدری آرام بگـیر ای دل دیوانـه من

قـدری آرام بگـیر ای دل دیوانـه من

چند روزی برود " فاطمیه " می آید


یکی آنجا.......یکی اینجا

یکی آنجا....

بین در و دیوار....

یکی هم اینجا....

بین گناه و تکرار..


باکلاسی خفه مون کرد

تو بمباران هسته ای هیروشیما و ناکازاکی 280 هزار نفر سوختند و تبخیر شدند،

اگه ما فرضا سالی هزارتا پرچم هم آتیش بزنیم،

بازهم 280 سال وقت لازمه تا به ازای هر انسان فقط یه پرچم آتیش زده باشیم!

و دردناک اینه که یه عده هرسال برای پرچم آمریکا عزا میگیرند

و برای هزاران انسان که سوختند، نظری ندارند. حماقت اگه شاخ و دم هم داشت این داره.

باکلاسی خفه مون کرد


پای مادر

پیامبر اکرم (ص):
کسیکه پای مادرش را ببوسد، مثل این است که آستانه کعبه را بوسیده است.

.....
مراسم شستشوی پای والدین در مدارس کره جنوبی و ژاپن

 

گاه باید چشم بست و مثل یک کودک گریست

زندگی تکرار بازی های ما در کودکی ست

پلک برهم می زنی و زود فردا می شود

این تویی طفلی که گم کرده ست راه خانه را

می گریزد؛ هی زمین می افتد و پا می شود

گاه باید چشم بست و مثل یک کودک گریست

                                        چیست چاره؟ لااقل آدم دلش وا می شود


ولادت بی بی زینب س گرامیباد..

پرواز بدون بال و پر میخواهم
من بیخبرم، از تو خبر میخواهم
ای کاش برای تو بمیرم بی بی
من یک بدن بدون سر میخواهم


قانون اول ايالات متحده آمريكا

قانون اول ايالات متحده آمريكا :

جنايت از بين نمى رود

بلكه از رئيس جمهورى به رئيس جمهور ديگر منتقل ميشود


امام مثل برف است

زود نمی آید..

زیاد نمی ماند..

این است که همه برف را دوستش دارند..

ای امام.. تو چون "برفی "

کاش دوست داشتن تو..تنها شرط کافی برای آمدنت بود!


دارد تمام زندگی ام درد میکند

 

دارد تمام زندگی ام درد میکند

دارد چکار با خودش این مرد میکند؟


از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده.....

از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده.....

مثل آن برفی که سوزش میرود پایین شهر......


همراه بسیار است..اما

همراه بسیار است..اما همدمی نیست..!

مثل تمام غصه ها ، این هم غمی نیست..!


شاهکار تو..

شاهکار تو

کار شاه را

یکسره کرد..


چرا آتش زدی بر جان مردم

خداحافظ بلاگردان مردم

شکوهت مانده در اذهان مردم

مگر نامت نبود آتش‌نشان، مرد

چرا آتش زدی بر جان مردم


زیبا+ پولدار + لات ...

نامش علانجمه است جوان زیبا و خوشتیپی بود.

اما هیچ وقت زیباییش رو واسطه ای برای گناه در اینستا قرار نداد و هیچ وقت پست نگذاشت

و ننوشت منو عشقم یهویی تو پارتی و...

راستش رو که بخوای اون زیباییش رو فدای حضرت زینب (سلام الله علیها)کرد و رفت.

نامش احمد مشلب است از بچه پولدارای لبنان که ماشین زیر پاش BMW بود

اما هیچ وقت نرفت با ماشینش دور دور کنه و هر کی که توی راه ازش خوشش اومد رو سوار کنه و بعدش...

همه رو ول کرد و رفت فدای عشقش شد.

نامش مجید قربان خانی است. از بچه های یافت آباد تهران،

معروف بود به مجید یافت آباد، لات بود ولی مرد بود،

نه مثل لاتای الآن، غیرت داشت...

قبل عملیات دعا کرد که خالکوبیش پاک بشه آخه دیگه از خالکوبی بدش میومد...

لحظه شهادت دعاش مستجاب شد.

راستش دستش پودر شد و رفت.

دم سه تاشون گرم


به این میگن نهی از منکر

یه موتور گازی داشت که هر روز صبح و عصر سوارش می‌شد

و باهاش میومد مدرسه و برمی‌گشت.

یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و می‌رفت، رسید به چراغ قرمز.
ترمز زد و ایستاد.
یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و
رفت بالای موتور و فریاد زد: الله اکبر و الله اکــــبر ...
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب.
اشهد ان لا اله الا الله ...
هرکی آقا مجید و نمی‌شناخت غش غش می‌خندید و متلک می‌نداخت
و هرکسی هم می‌شناخت مات و مبهوت نگاهش می‌کرد که این مجید چش شُدِه؟!
قاطی کرده چرا؟!
خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید؟
چطور شد یهو؟ حالتون خوب بود که!
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت: "مگه متوجه نشدید؟ پشت چراغ قرمز
یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن.
من دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه. به خودم گفتم چکار کنم
که اینا حواسشون  از اون خانوم پرت شه. دیدم این بهترین کاره!"
 

سالروز وفات فخر عالم تشیع مدافع حریم ولایت امیرالمومنین علیه السلام علامه امینی رحمه الله علیه صاحب

علامه امینی(ره):

هر کس بعد از صلوات بگوید:
" و عجل فرجهم "

من او را در ثواب نوشتن
کتاب الغدیر شریک میکنم!

اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم


اگر آمدی و نشناختمت... ببخشید

تصویری از یک کفاش در گوشۀ خیابان که نوشته ای را در کنار خود گذاشته است با این متن:
 " آقا
اگر آمدی و نشناختمت
ببخشید..."


عشق‌هایی که سر پیچ خیابان برسد

روزگاریست همه تیپ خفن می خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

خب طبیعی ست که یک روزه به پایان برسد
عشق‌هایی که سر پیچ خیابان برسد


تمام فکر او نان حلال است

یکی سرگرم یار و عشق و حال است
یکی درگیر جمع ملک و مال است

یکی هم بعد عمری کار کردن
تمام فکر او نان حلال است
 

خوردن بیت المال

کاش به جای نوشابه ،

خوردن بیت المال سرطان زا بود.

 


سالهای طولانی بخاطر من سختی کشیدی..

تو

سالهای طولانی بخاطر من

سختی کشیدی..

و من حاضر نمیشوم

برای ندبه ات

از خواب جمعه ام بگذرم..!


اگر در خواب هم نامحرم می دیدم

حاج شیخ :
آنقدر مراقب چشم خود بودم

که حتی اگر در خواب هم نامحرم می دیدم

در همان عالم رویاء هم چشمم را می بستم.


اون وقت آدم شدی.

میرزا حسینقلی همدانی به عنوان آخرین توصیه

به یکی از شاگردهاش میگه:


"هر وقت تونستی کفش کسانی رو که باهاشون مشکل داری

جفت کنی اون وقت آدم شدی."


این چندمین شب است که بیدار مانده ام

سیمرغم و عقاب قبولم نمیکند

عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند

این چندمین شب است که بیدار مانده ام

آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند!!


چرا نکشیدی؟

‏معلم: چرا دست های پدرت رو نکشیدی؟
کودک: تا نتونه مادرم رو بزنه!
معلم: چرا دهان مامانت رو نکشیدی؟
کودک: تا نتونه به بابام فحش بده...!


آتیشو هم میشد تحمل کرد

من مردِ روزای خطر بودم
این بارو از رو دوش من بردار
آتیشو هم میشد تحمل کرد
اما نه زیر این همه آوار


جای خالی

اینبار
آتش
خاموش
کرد
آتش نشانان را...


شتاب

 

قرض الحسنه قلب خودم را به تو دادم
افسوس که چشمان تو هم عضو شتاب است...


برای همین کارگر شدم!

همیشه دوست داشتم
ساعت ها در ارتفاعی بالاتر از شهر بایستم
و در انبوه ساختمان ها
دنبال خانه ی کسی بگردم
که دوستش دارم . . .

برای همین کارگر شدم!
 

Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


به وبلاگ ماخوش آمدید... فقط نظر فراموش نشه عزیزان.. مارو هم لینک کنید..

آخرين مطالب